|
|
|
|
ترانه ی چهارم را که به دلایلی جا افتاده، به احتمال قریب به یقین بعد از این ترانه می ذارم.
یه بند ِ این ترانه رو همین چند روز پیش حذف کردم.
ساده ترین
نازنینم! گریه کردم! همه دردامو شمردم!
تو سکوتی بی ترانه، در حضور ِ گریه مُردم!
نازنینم! با تو بودم! با تو دردامو شمردم!
با تو از تو می شکستم، واسه شب غصه می خوردم!
با تو بغض ِ صد ترانه، می شکنه با سنگ ِفریاد!
با تو پرواز ِ پرنده، تن نمی ده به تن ِ باد!
با تو من ساده ترینم! با تو لبریز ِ ستاره!
با تو بارون ِ گل و نور، رو صدای ِ من می باره!
بی تو یه کتاب ِ شعرم که همیشه بسته بوده!
با تو تشنه ام که هرروز، منو باز کنی دوباره!
نازنینم! گریه کردم! همه ی حرفامو گفتم!
تکیه کردم به نگاهت، تا تو دام ِ شب نیفتم!
منو با خودم خودی کن! منو از حادثه رد کن!
منو آشتی بده با "ما"! منو با جدایی بد کن!
با تو من ساده ترینم! با تو یک هوای تازه!
با تو اون سوار ِ نورم که رو سایه ها می تازه!
تو که باشی من همینم! پُر ِ شعر ِ عاشقانه!
گوش بده! همین ترانه، پُر از احساس ِ نیازه!
دیِ هشتاد و شش
پیشاپیش از "یغما زدگی ِ" بیش از حد ِ احتمالی عذر خواهی می کنم.
+ نوشته شده دربیست و ششم اسفند 1386ساعت 0 توسط سروش هاشمی پناه |