|
|
|
|
|
چنگت بنواز خوش بنواز چنگ نواز وز چنگ نوازیت به چنگ آید ناز آن چنگ که می نوازیش آهنگ است وآن چنگ که اسیرش شده ام هست نیاز
|
||
|
|
|
|
|
ازروز ازل بنای آدم گل شد تا او به خودآمد به زمینی ول شد در کودکی و جوانیش سرخوش بود ناگه ز پی اش هزار بلا نازل شد شد در صدد دفع بلا سرگردان آن سایه مرگ گرفتش و باطل شد قصدی بود از کلام ما در اشعار جهل است که از سرشت خود غافل شد
|
||
|
|
|
|
|
شیطان رجیم هیچی نالی تو میان پوچی در مکتب وحدانی تو عاری زوجدانی چون رب عظیم فرمود کن سجده به آدم زود شد غالب ذهنت شر نیرنگ و حسد پرور خواهش به خدا کردی مهلت تو طلب کردی تا روز قیامت چون گمراه کنی بی چون الله بگفتا پست مهلت به تو امکان است چون رانده زدر گاهی تو مرجع گمراهی زآن پس تباهی کرد برنا سره شاهی کرد از لطف خدا پرسود پیغام رسانان بود پس بنده بی مقدار قدر حرمت خود دار تا روز جزا باشی چون لایق پاداشی سال 1386
|
||
|
|
|
|
|
تو ای سلطان عشق و مهربانی سپهسالار طوس نور جهانی تو هشتم اختر سما دینی شفیع شیعیه ایران زمینی غریب القربا امام ثامن فروغ روشن ای رضای ضامن
|
||
|
|
|
|
|
تکرار طلوع رخ زیبای نگارم انوار وجود گل فردای بهارم تجمیع همه خوب و بدش حکمت محض است اصرار به آرامش جانش شده کارم
|
||
|
|
|
|
|
فریاد و فغان از رخ زیبای نگارم
افسوس نگهبانی زلفش شده کارم سنجاق نیم شانه نیم عشق نوازم زیبایی و شیدایی او برده قرارم |
||
|
|
|
|
|
عشق فرجام دل پر هوس است
نزد معشوق فقط یک عبث است پیش ما فرصت احساس و دل است عقل داند گذری در قفس است |
||
|
|
|
|
|
نازم به رخ ناز عزیزت مه دانا
قلبم به تمنای نگاهت شده مانا هرگه که بنازم به بلندای نمودش خورشید حسد ورزد و خطم شده خوانا |
||
|
|
|
|
|
حسین آن سرور آزاد مردان بگفتا دم به دم در جنگ و میدان اگر در کربلا رخ لاله گون شد سرم از تن جدا جان غرق خون شد ره آوردش بود ظالم ستیزی پیامش حر شدن خاطر تمیزی نشان ماندگار راه حسین است نه ظاهر گویی از نام حسین است سال 1386
|
||
|
|
|
|
|
خدایا خالقا پروردگارا توای ایزد یزدان توانا نگهدارنده ارض و سماوات توای بخشنده رحمان دانا
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
من ندانم که در این معرکه نقشم زچه روست چند روزی که سوارم همه اندیشه اوست زمی و باده و مستی شریانم شده پوست بارالها مددی کن که شوم یاور دوست سنت و رسم زمانه عاقبت خامی جوست هرکه اندیشه کند سخت نگیرد نیکوست
|
||
|
|
|
|
|
معنای زندگی را در خلوتت بپرداز با دل کنی مدارا فردا شوی سرافراز ای یار غمگسارم شیرین سخن نگارم تقسیم کن غمت را با دوست و هم آواز
|
||
|
|
|
|
|
گر خلاف میل ما هردم ورق خوردست زمان گر تظاهر پیشگی آندم زکف بردست امان گر ریا ارجح شد و دنبال آن نقش بدان گر نگهداری دل و چشم و خرد گوش و زبان بی گمان آن خالق ستار گیرد دستمان
|
||
|
|
|
|
|
قیمت عشق و محبت نتوان گفت به گزاف دم بی عشق و محبت نشود جای طواف گرچه در جبر زمانه پیشه ام درویشیست قسمت هرکس کسی نتوان کند کم یا اضاف
|
||
|
|
|
|
|
آدمی غافل ز خویشی خفته ای لایق به نیشی ناتوان در سرد و گرمی بی رمق سرمست زنرمی با تمام ضعف و سستی بینوایی خود پرستی آدمیزاده بیندیش کن نظر بر باطن خویش
|
||
|
|
|
|
|
شب و روز راز نهان داردو اسرار گران گر تو اندیشه کنی هیچ نباشی نگران خواب و بیداری ترا درس بود نزد تمام خواب باشد آیت مرگ قدر بیداری بدان در جوانی شیوه انسانیت را پیشه کن تا ز آن انسانیت فردای خود سازی جوان
|
||
|
|
|
|
|
به طریق حق سپردن دل خفته را نوید است
رسد این مژده شب تار گذرد سحر سپید است دل اگر طالب حقی بگذر ز بند نفست به دمی نظر بیفکن ره حق ره امید است
|
||
|
|
|
|
|
تو ای یکتای صابر صبر را بر ما میسر کن اسیر مکر رندانیم تو ای والا مطهر کن به پای ساقه لاغر بدادیم آب و کود بنگر درخت بی ثمر گردید دریغ از سایه ای بر سر خداوندا الها دل به فضل تو امید ماست نما عمق دل ما را مکان عشق خود بی کاست
|
||
|
|
|
|
|
به نام خداوند یاری رسان
مدد جو نوازو کس بی کسان بگفتا مکرر طریق حیات کزو بهره گیری به روز ممات ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
توای انسان برای قدر دانی به پاس ماندن و این زندگانی چه کردی از برای لطف مانی تو را وز بهر چه باشد جوانی خدایا گر منم انسان و فانی نما حال مرا آنسان که خوانی
|
||
|
|
|
|
|
سنت شکنی کرد دلم در ملا عام در نزد کسان گشت همو عاشق و بد نام سوگند به دل بی بدل باده بدوشم گر فرصت احیای دلی هست بکوشم
|
||
|
|
|
|
|
اگر روزی پی روزی نصیبت گشت بهروزی اگر شکرش به جا آری سعادتمند و پیروزی اگر روزی پی روزی شدی ناکام و درمانده اگر شکرش به جا آری تو باشی آن نکو بنده اگر درک عطای خالق رزاق بنمودی اگر تسلیم تقدیرش شوی ره را پیمودی
|
||
|
|
|
|
|
در عنفوان زندگی تقصیر ما تقدیر شد در ذهن ما آن تکیه گاه وابسته زنجیر شد یا ربنا کن حال ما عاری زهر رنگ و ریا آ نگون نما ایام ما فردا نگوییم دیر شد
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||